* فراموش مکن بزرگ فکر کن و کوچک عمل کن . همین حالا شروع کن .   

* خورشید باش تا اگر خواستی بر کسب نتابی هرگز نتوانی .

* مشکل تا وقتی مشکل است که تو آنرا به مشکل بدل کنی .   ( امام علی (ع) )

* ایمان میتواند کوه ها را از جا برکند .       

* مادام که همانند کودکان پاک و بی آلایش نشوید، در بهشت پدیرفته نخواهید شد .(عیسی مسیح ع )  

* تجسم کن ، الهام ببخش و دگرگون ساز .       ( انوشه انصاری ) ( اولین توریست فضایی زن )

* بالای ابر ها همیشه هوا صاف و روشن است .

 

گزیده ای از کتاب  : رمز موفقیت بزرگان     نوشته :  وین دایر  

* غم را دیدم که پیاله ای پر از غصه سر می کشید ، صدایش کردم و گفتم : « شیرین است ، این طور نیست » با ترشرویی پاسخ داد : « تو با این دخالت ، کسب و کارم را از رونق انداختی ؛ چگونه می توانم از این پس اندوه را به تو بفروشم ، در حالی که می دانی « غم موهبت است و نه مصیبت  »                ( جلال الدین رومی )

 

* من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست  کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام .          ( رابیندرانات تاگور )

* اصلی در روانشناسی می گوید که : اگر تصویری از خواسته خود را در ذهن ترسیم کنید و آن تصویر را به اندازه کافی در آنجا نگه دارید ، دیری نمی پاید که خواسته شما به طور دقیق متجلی می شود .           ( ویلیام جیمز)

* وقتی کار می کنید به نی لبکی می مانید که از میان قلب زمزمه های زمان به موسیقی تبدیل می شود . عشق به زندگی از طریق کار ، به معنای دوستی و صمیمیت با درونی ترین راز حیات است  . کار عشقی مریی و ملموس است . از این رو مادام که کاری با شور و اشتیاق در نیامیزد پوچ و میان تهی خواهد بود .  ( خلیل جبران )

* بگذار پنهان و ناشناخته زندگی کنم . و بدون زاری به دیار باقی بشتابم . به آرامی چشم از دنیا بر بندم و هیچ سنگی نگوید که در کجا آرمیده ام .           ( الکساندر پوپ )

* روزی ، پس از آنکه ما بر بادها ، امواج ، جزر و مد و نیروی ثقل زمین حاکم شدیم ، نیروی عشق را نیز برای خدا مهار خواهیم کرد. آنگاه برای دومین بار در طول تاریخ جهان انسان آتش را کشف خواهد کرد ( پیرتیل هارددچاردین)

* آنچه را که شنیده ای خواه عقاید قدیمی و منسوخ گذشته که سینه به سینه و نسل به نسل به تو رسیده و یا چیزهایی که بارها از آن سخن به میان آمده و یا سخنان مکتوب حکیمان و فرزانگان گذشته و یا حدس و گمان و یا سخنان بزرگترها و استادان ، تنها زمانی باور کن و بپذیر که پس از مشاهده و موشکافی ، از انطباق آن با عقل و استدلال یقین حاصل کنی و بدانی که به سود و منفعت همگان تمام خواهد بود .         ( بودا )

* اعتماد نکن به معنای اعتماد نستاندن است وقتی کاری بدون قیل و قال و یا تکبر و تفاخر انجام می شود ، مردم عادی می گویند ، « اوه ، ما این کار را کردیم . »          ( لائوتزو )

* عدم استفاده از خشونت به سادگی در قلب فرد ستمگر تغییری پدید نمی آورد . نخست روح و قلب فردی را که به آن متعهد است متأثر می کند و عزت نفس وی را افزایش می دهد ، منابع قدرت و جسارتش را که از آن بی خبر بود بر می انگیزد و نهایتا به فرد مخالف می رسد و وجدان او را منقلب می کند ؛ چندان که آشتی و صلح و صفا متحقق می شود و به فعلیت در می آیی .          ( دکتر مارتین لوترکینگ )  

* وقتی به مردان استعداد طلایی فکر می کنم از این که می بینم تا چه اندازه با آنان اوصاف مشترک دارم خوشحال می شوم من هم مانند برنز نمی توانم در برابر شراب مقاومت کنم ، مثل شکسپیر لاتین کم می دانم و یونانی کمتر ، مانند ارسطو ناخن می جوم ، مثل تاکری اهل فخر و مباهاتم ، چون بایرون با پوچی دست به گریبانم ، کینه توزی را از پاپ به ارث برده ام ، مثل پترارک در شیپور می دمم ، مانند میلیون زود رنج و خود خورم  ، هجی کردن من چاسر را به یادها می آورد ، مانند جانسون دوست ندارم بمیرم ( همچنین قهوه ام را از نعلبکی می نوشم ) و اگر گلداسمیت یک بود ، پس من هم هستم ، مثل ویلن ، یک ماشین پر از پول بدهکارم ، مانند سوین برن می ترسم که محتاج پرستار باشم ، با تاس انداختن من ، کریستوفرماریو اخراج می شود و من هم به اندازه کولتریج خواب می بینم ولی بدتر . .. در مقایسه با مردان استعداد طلایی من هم باید فردی مستعد باشم به نابغه ای شباهت هایی دارم ، حتی در شراکت . با وجود این مثل خودم می نویسم .          (اگدن ناش )

*  اگر بخندی ، دنیا با تو می خندد ، و اگر گریه کنی ، تنها گریه خواهی کرد . زیرا زمین پیر و اندوهگین باید شادمانی را امانت بگیرد ، در حالی که به قدر کافی در گیر مشکلات خویش است . آواز بخوان ، تپه ها به تو پاسخ خواهند داد . آه بکش ، در هوا محو خواهد شد . انعکاس ها ، به صدای شادی محدود می شود ، اما از صدای دغدغه های پس نشینی می کند . شادی کن ، مردم به سوی تو جذب می شوند . اندوهگین باش ،بر می گردند و می روند . آنان شادی کامل و تمام عیار تو را می طلبد ، اما به غم و اندوه تو نیاز ندارند .         ( ویلکاکس )

* من در درستی آنچه اتفاق می افتد تردید ندارم و در لحظه های سرشار از غم و اندوه آن را حس می کنم . عاشق شدن و از دست دادن بهتر از هرگز عاشق نشدن است .           ( آلفرد تینسون )

* در صدد انجام هر چه سریع تر کارها نباشید ، به مزایا و امتیازهای خُرد و حقیر فکر نکنید ، تمایل برای انجام سریع کارها از تحقق کامل جوامع آنها جلو گیری می کند . نگریستن به منافع اندک مانع به فعلیت در آمدن کارهای بزرگ می شود .        ( کنفوسیوس )  

* غم انگیز ترین کلمه هایی که تاکنون از زبان و یا قلمی جاری شده این است : « ای کاش چنین بود » بسیار خوب برای همه ما ، امید ، دور از چشمان فیزیکی مان ، در گوری عمیق مدفون است ، و چه بسا روزی فرشتگان سنگ مزارش را بردارند .        ( جان گرین لیف ویتیر )

* صرف عمر در جهت مقصودی که آن را عالی و متعالی می دانید به شادی و سرور راستین منجر می شود ، به جای این که ناله و فغان سر دهید و کاسه و کوزه بی تحرکی و نا بسامانی خود را برسر دنیای فانی بشکنید ، به نیروهای طبیعت بپیوندید .         ( جرج برناردشاو )

* به آینده ، هر چند شیرین و دلپسند ، اعتماد مکن بگذار گذشته از دست رفته به خاک سپرده شود عمل کن . عمل در زمان زنده حال قلب در درون و خدا بالای سر توست . زندگی مردان بزرگ جملگی به ما یاد آور می شود که ما نیز می توانیم چون آنان برجسته و شاخص باشیم .          ( هنری واردزورت لانگ فلو )

* انسان نه به افراد و موقعیت ها ، بلکه از عقایدش نسبت به آنها آشفته و ناراحت می شود . شما بخش خاصی از جوهره خدا هستید ، چرا از اصالت وجود خدا غافلید ؟ چرا فکر نمی کنید که از کجا آمده اید ؟ چرا به یاد نمی آورید که چه وقت غذا می خورید ، شما که می خورید که هستید ، به چه کسی غذا می دهید ، آیا نمی دانید که الوهیت را تغذیه می کنید ، با الوهیت ورزش می کنید ، هر جا و در هر موقعیت خدا همراه با شماست .

* خطای شماره 1 : منافع انسان با پایمال کردن حقوق دیگران حاصل می شود .

   خطای شماره 2 : نگرانی از بابت اموری که قابل اصلاح و یا تغییر نیست .

خطای شماره 3 : اصرار بر نا ممکن دانستن کاری که آن را از حیطه توانایی خود خارج می دانیم .

خطای شماره 4 : اجتناب از بی توجهی به چیزهای جزیی و بی اهمیت .

خطای شماره 5 : سستی در زمینه پرورش ذهن و عادت نکردن به مطاله و خواندن .

خطای شماره 6 : تلاش به وادار کردن دیگران برای پیروی از باورها و شیوه زندگی ما .           ( سیسرو )

* باید کمتر سخن گفت ، از پند و موعظه کاری ساخته نیست ؛ پس چه باید کرد ؟ جارویی بردارید و خانه یک نفر را تمیز و نظیف کنید . این به اندازه کافی گویا ست .

* خدایا ، مرا وسیله ای نیرومند برای بسط و توسعه صلح و آرامش قرار ده . خدایا یاریم کن تا :

- در دل های سرشار از کینه و خصومت بذز عشق و محبت بیفشانم .

- در دل های افراد ستمدیده ، عفو و بخشش .

- در دل های آکنده از تردید ، ایمان .

- در دل های سرشار از نا امیدی ، امید .

- در دل های مملو از ظلمت ، روشنایی .

- در دل های سرشار از غم و اندوه ، شادمانی .

اوه ، خدای من کمکم کن تا :

- همان گونه که به فکر تسلی غم و درد خود هستم ، در راه تسکین اندوه دیگران بکوشم .

- به همان اندازه که در اندیشه تفهمیم نقطه نظر هایم هستم ، به فهمیدن سخنان دیگران توجه کنم .

- چرا که آنچه دریافت می کنیم ، ناشی از ایثار است .

- با عفو و بخشش ، مشمول عفو و بخشش می گردیم .

- با مرگ حیات نفسانی ، در حیات ابدی متولد می شویم .        ( فرانسیس مقدس )

* ذهن من مقر و مرکز فرماندهی وجودم است که از طریق آن شادی و سرور کنونی را یافته ام . این شادمانی از سایر موهبت هایی که جهان به من عطا کرده برتر است ، اما وقتی سهم بیشتری از آن را می طلبم ، ذهنم مرا از این آرزومندی منع می کند .        ( سر ادوارد دایر )

* گرچه ذهنم نمی تواند امواج عالم هستی را بچرخاند . با وجود این موفقیت من همچنان پا برجاست ، از هیچ دشمنی بیم ندارم و به هیچ دوستی تملق نمی گویم . از زندگی نفرت ندارم و از پایانش نیز ترسی به دل راه نمی دهم  . بعضی افراد شادی شان را با لذایذ زندگی می سنجند و عقل و خردشان را با میزان خشم و غضب . مال و ثروت تنها نقطه اتکای آنهاست و مکر و حیله پنهان ، تنها ابزارشان . اما تنها لذت و سرور من ، حفظ آرامش ذهن است . تندرستی و آرامش ثروت من است . آگاهی ام وسیله دفاعی ام را بر می گزیند . در صدد نیستم که با پرداخت رشوه دل کسی را به دست آورم . و با مکر و حیله دچار خطا شوم . چون این گونه زندگی می کنم ، این گونه هم خواهم مرد . بادا که همه ابنای بشر چنین باشند .       ( سر ادوارد دایر )

* همه چیز خوب و کامل و تمام عیار آفریده شده و آنچه هست واجب و ضروری است .       ( امرسون )

* هنگامی که شما از هدفی بزرگ و یا طرحی فوق العاده بارقه های الهام را دریافت می کند افکارتان زنجیره قید و بند را از هم می گسلد ذهنتان فراسوی محدودیت ها به پیش می تازد هشیاری شما در هر سوی بسط و توسعه پیدا می کند . و شما خود را در جهانی بزرگ ، شگفت آور و بکر می یابید . نیروهای خفته و نهفته ، استعدادها و توانایی های مکتوم زنده می شوند ، و شما خود را انسانی بسیار بزرگتر از آنچه تا به حال در خواب و رویا جستجو می کردید خواهید یافت .        ( پاتانجالی مولف یوگا ) 

* امروز را با پرسه زدن تلف می کنید تا این که فردا دوباره این کار را از سر می گیرید و روز بعد سستی بیشتر . هر تردید و دو دلی یک تأخیر به دنبال دارد . و روزهای با تأسف از روزهای از دست رفته تلف می شود . آیا شما فردی قاطع و جدی هستید ؟ اگر چنین است همین لحظه را دریابید . جسارت مولد و آفریننده نبوغ ، قدرت و اعجاز است . تنها کافی است برخیزید و وارد میدان کارزار زندگی شوید ، تا کار کامل شود و به پایان برسد .       ( گوته )

* وقتی که هر چیز خالصانه خوب و به طور کامل الهی باشد با درستی و صلح و آرامش ، تابش عشق بر تخت والا پرتو خواهد افکند و قوه رویت را مسرور خواهد ساخت وقتی که روح بهشتی هدایت یافته صعود می کند آنگاه تمام مظاهر دنیای خاکی از جوش و خروش می افتد و ما در جامعه ستارگان ، برای همیشه مستقر می شویم و بر مرگ و بر شانس و بر تو ای زمان چیره خواهیم شد .      ( جان میلتون )

* هر اینچ از فضا در نزد من یک معجزه است ، هر عضو و اندیشه من خوشامد می گوید ، نه یک اینچ و نه ذره ای از یک اینچ دارای خدشه و خلل نیست .        ( والت ویتمن )

* چیزی که توسط انسان دیده و شنیده می شود نیمی از شیرینی خنده یک کودک هفت ساله را ندارد .

( الجرنون چالیز سوین برن )

* اجتماع در همه جا علیه بشریت و یکایک اعضای آن توطئه می کند . می توان اجتماع را یک شرکت سهامی عام تصور کرد که اعضای آن برای تضمین بهتر منافع مادی سهامداران در ازای تسلیم آزادی و فرهنگ شان به توافق می رسند . همرنگی و انطباق با مردم جامعه بیشترین تقاضا از آنان است . اجتماع نام ها و آداب و رسوم را دوست دارد ، اجتماع از واقعیت ها و افراد خلاقه و خود اتکا متنفر است . انسان در هر وضعیت و منزلت ، نباید دنباله رو باشد . فردی که درصدد گرد آوری نخل های جاوید است نباید با پیروی از الگو های خاص جامعه این کار را به تأخیر اندازد . هیچ چیز به غیر از یکپارچگی ذهن نهایتا مقدس نیست .         ( امرسون )

* از دوستم خشمگین بودم خشم خود را شجاعانه با او در میان گذاشتم خشم من فرو نشست و آرام شدم از دشمن خود خشمگین بودم این خشم را در اعماق ضمیر خود بر هم انباشتم ، این خشم اوج گرفت و تمام جسم و جانم را تسخیر کرد .       ( ویلیام بلیک )

* عفو و گذشت زورکی نیست ، عفو همانند قطره های لطیف باران بهشت می بارد . گذشت خیر و برکتی است دو جانبه که هم اعطا کننده و هم دریافت کننده را بهره مند می کند . گذشت نیرومند ترین مولد جهان است . شاه تاجداری است که از تاج و تختش برتر است . تازیانه شاهانه که نشانه قدرت زودگذر اوست به شکوه و هیبت شاهی مرتبط است و در آن ترس و وحشت از پادشاهان قرار داد . در حالی که عفو و گذشت از این چرخش تازیانه برتر است . گذشت در قلب شاهان بر تخت می نشیند و به خدا مرتبط می شود . هنگامی که گذشت را چاشنی عدل و انصاف کنید، قدرت دنیوی و زمینی هم نیروی الهی را آشکار می کند.(ویلیام شکسپیر)

* هیچ کس چون یک جزیره تنها و منزوی نیست . هر انسان جزیی از یک قاره است ، بخشی از پیکره اصلی ؛ اگر دریا کلوخی را بشوید و ببرد ، از خاک اروپا کاسته می شود ، پنداری که از یک دماغه مرتفع و یا ملک اربابی دوستان تو چیزی کم شده است . مرگ هر انسان از وجود من می کاهد .. زیرا در طرح طبیعت هر چیزی با چیزهای دیگر همبسته و متصل است . پس هیچ گاه گوش به زنگ نباش که زنگ ها برای چه کسی به صدا در می آید ، این زنگ برای تو به صدا در می آید .       ( جان دون )

* همان گونه که این اقیانوس هولناک سرزمین سبز و خرم را احاطه می کند ، ترسهای نیمه جان ، روح انسان را که در جزیره ای مملو از شادمانی و آرامش آرمیده است ، به طور کامل در میان می گیرد .      ( هرمان ملویل )

* بین جایی که خدا بر من و تو آشکار می شود . تنها ما دو نفر جادو و حیرت آن حضور را می شناسیم . در برابر رویدادهای غیر ممکن پیوند ما با ابدیت از گذشته محکم تر است . با وجود این ، تضاد و تقابل پیوسته پا برجاست . گاه تحت کنترل هستیم و گاه نه . محکوم هستیم که انتخاب کنیم . اما به طور حتم عشق ما برای همیشه پایدار است .       ( وین دایر )